روش شناسی حکمت متعالیه

در نظام فلسفی ملاصدرا[1] پنج عنصر، باعث تولد مکتب جدید «حکمت متعالیه» شده است. این پنج عنصر عبارتند از: فلسفه ارسطو و پیروانش، آموزه های حکمای نو افلاطونی به ویژه افلوطین، تعالیم ابن سینا، نظریات عرفانی ابن عربی و اصول وحیانی، به خصوص آن دسته از تعالیم پیامبر اکرم(ص) و ائمه شیعه که بیش‌تر جنبه باطنی داشته‌اند.[2] بنابراین پرداختن به مسئله تفسیر فلسفی قرآن کریم، در آثار ملاصدرا کاری بس دامنه‌دار است؛ خصوصاً ‌که او تفسیری مجزا از قرآن کریم ارائه کرده است و در آن جلوه های مبانی و تفکر فلسفی او به وضوح، نمایان است. به جز این، آثاری مانند «اسفار اربعه»، «مبدأ و معاد»، «اسرار الآیات» و «شواهد الربوبیه» نیز سرشار از برداشت‌های فلسفی و عرفانی وی از قرآن است. هدف از طرح این جستار بیان و تحلیل معدودی از آیات قرآن و ارائه تفسیرها و تأویل های فیلسوفانه ملاصدرا از آن‌ها است. نکته قابل توجه این‌که عمده مباحث تفسیری صدر المتألهین از قرآن بیش‌تر پیرامون آیاتی است که مضامین توحید، نفس، معاد و مباحث مربوط به آن را در خود جای داده‌اند.[3]

شیوه اصلی ملاصدرا در حکمت متعالیه، تأویل رمزی متون مقدس است. او در این روش سعی دارد لایه های عرفانی و معانی باطنی وحی را به اثبات ‌رساند. ملاصدرا با این شیوه، ترکیبی از قضایای منطقی، شهود عرفانی، احادیث نبوی و آیات قرآنی به وجود آورده است. او تلاش کرده است فلسفه و دین را در پرتو معرفت عرفانی با صبغه اسلامی هماهنگ سازد. وی تأویل را یک ضرورت در تفسیر قرآن می‌داند. به اعتقاد او تأویل، دستیابی به عمق معانی و بطن‌های قرآن به یاری عقل یا اشراق است؛[4] بر همین اساس می کوشد تا با ابزارهای گوناگون معرفتی همچون عقل و نقل و شهود و تلفیق آنها، معانی درونی و لایه های باطنی آیات را کشف کند. محمدرضا مظفر در مقدمه‌ای که بر اسفار اربعه ملاصدرا دارد، ضمن بیان سعی صدرالمتالهین در تطبیق عقل و شرع می‌گوید: «سعی ملاصدرا در این مسیر به دو شیوه انجام شده است؛ یکی تأثیر عقل برای شرع که این در کتب فلسفی او مشهود است و دیگری تأیید شرع برای عقل که این در کتاب‌های دینی او قابل مشاهده است و بنابراین، حق آن است که ما کتب دینی او را کتاب‌های فلسفی و کتاب‌های فلسفی او را کتاب‌هایی دینی و کلامی برشمریم. او با تلفیق و وفاق فلسفه و دین، مکتب جدیدی را بنا نموده است.»[5] ........

منبع مطلب:

تفسیر فلسفی قرآن، حمید رضا  عبدلی مهرجردی، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، ص 109-111



[1] - محمد بن ابراهیم شیرازی (1050- 979 هـ) معروف به ملاصدرا و صدر المتألهین در اواخر قرن دهم هجری در شیراز به دنیا آمد. ملاصدرا را معمولاً به عنوان مؤسس مکتب جدید «حکمت متعالیه» در فلسفه اسلامی می‌شناسند. او سعی کرده است در این مشرب فلسفی، دین، فلسفه و عرفان را به هم بیامیزد. از ابتکارات وی در حکمت متعالیه مسئله «حرکت جوهری» و «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء» بودن نفس می‌باشد. ملاصدرا از محضر میر داماد، شیخ بهاء الدین عاملی بهره برده است.  اثر مهم او در فلسفه «اسفار أربعه» می‌باشد. او همچنین آثاری چون «مبدأ و معاد»، «المشاعر»، «الشواهد الربوبیه»، «اسرار الآیات» و «تفسیر القرآن الکریم» و … از خود به جای گزارده است. صدر المتألهین در سال 1050 هـ. قمری در بصره در مسیر سفر به حج در گذشت.

[2] - تاریخ فلسفه در اسلام، جلد 2، ص 479.

[3] - برای  مثال رک: الشواهد الربوبیه، مبدأ و معاد و اسرار الآیات ملاصدرای شیرازی.

[4] - رویکرد حکمت صدرایی به تفسیر قرآن، ص 54.

[5] - الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، ج 1، ص 13- 12.